متخصصان علوم خاک تلاش دارند تا با یافته‌ها و متدهایی جدید و کارا در هرچه پربارترشدن کوشش متخصصان رشته‌هایی که به نحوی به داده‌ها و دانش خاک نیاز دارند؛ نقش داشته باشند. یکی از موضوعاتی که اخیرا در مبحث حفاظت خاک و بوِیژه حفاظت آب در خاک جهت استفاده‌های زراعی در مناطق کم‌باران در کانون توجه دانشمندان فیزیک و حفاظت خاک قرار گرفته است، سیستمهای جمع‌آوری آب در خاک Water Harvesting می‌باشد.

با توجه به اینکه دوره دروس تئوریکی بنده رو به اتمام دارد و همچنین سیمناری در زمینه پایان‌نامه‌ام باید ارایه دهم؛ در نظر دارم تا کیفیت این کار را با نظرات کسانیکه مایل به اظهارنظر و همکاری باشند ارتقاء ببخشم. عنوان سیمنار بنده بدین شیوه می‌باشد:

 “Study of catchment - cultivated area ratio for water harvesting in Hawler plain”

(بررسی نسبت سطح آبگیر به سطح زیرکشت برای جمع آوری آب در دشت اربیل)

به همین منظور از کلیه دوستان و صاحبنظران زمینه علوم خاک و بویژه حفاظت خاک درخواست همکاری و همیاری دارم.

 

 

آبستراکت دو نمونه از پایان‌نامه‌های دوره دکتری را به اضافه برخی از داده‌های کلیماتولوژیکی دشت اربیل (کردستان عراق) را جهت اطلاع مورد اشاره قرار میدهم.

عنوان: شبیه‌سازی سیستمهای جمع‌آوری آب در مقیاس میکروکاچمنت (آریزونا)

 

نویسنده: NAMDE, NOUBASSEM NANAS

درجه: پی‌اچ‌دی

دانشگاه: THE UNIVERSITY OF ARIZONA

سال: 1987

صفحات: 153

منبع: DAI-B 48/01, p. 5, Jul 1987

موضوع: کشاورزی، زراعت (0285)

 

یک مدل ریاضی برای کامپیوترهای شخصی بعنوان ابزار برنامه‌ریزی توسعه سیستمهای جمع‌آوری آب در میکروکاچمنتها (قطعات بسیار کوچک زمین) آماده شد. این مدل رواناب کاچمنتهای طبیعی یا تراس‌بندی‌شده را با استفاده از پارامترهای واقعی یا پردازش‌شده برآورد و محاسبه می‌کند. همچنین این مدل، موازنه آب را در ناحیه خاک مناطق زیرکشت و موازنه آب سیستم مخزنی را که سرویس می‌دهد، برآورد می‌کند.

این مدل با داده‌های هیدرولوژیکی کالیبره و مشخصات آن برای منطقه‌ای در نزدیکی توکسون آریزونا (Tucson, Arizona ) در نظر گرفته شده است. این مدل برای پیشبینی بازدهی محصول ذرت خوشه‌ای و پنبه و مقایسه آنها  به اجرا در آمد(1977). برای مناطقی که داده‌های روزانه در دسترس نبود از داده‌های ماهانه یا هفتگی باران استفاده گردید.

در صورت نبود داده‌هایی پیرامون مشخصات نفوذپذیری و مقدار باران و رواناب، این مدل نمی‌تواند موفق باشد. این عملیات نمی‌تواند در فرمهایی که شرایطش جاری نباشد بکار رود.

 

ترجمه: داود رسولی کیا 29/04/2006

عنوان: ارزیابی سیستمهای زراعت استریپ برای اکوسیستمهای خشک: فرضیه‌ای

 

نویسنده: Sanchez Cohen, Ignacio

درجه: پی‌اچ‌دی

دانشگاه: THE UNIVERSITY OF ARIZONA

سال: 1994

صفحات: 111

استاد راهنما: Fogel, Martin M.

منبع: DAI-B 55/05, p. 1929, Nov 1994

موضوع: مهندسی، کشاورزی(0539)؛ کشاورزی، زراعت (0285)

 

اهداف مورد نظر در این پژوهش عبارت بودند از: 1) شناسایی متدولوژیک برای تعیین یک سیستم ممکن جمع‌آوری آب در اکوسیستم خشک، 2) توسعه یک مدل شبیه‌سازی‌شده برای موازنه آب در سیستم زراعت استریپ برای جمع‌آوری آب، و 3) آنالیز دقیق مدل شبیه‌سازی شده. بحث بر روی امکان تحمل ریسک متمرکز گردید. یک برنامه کامپیوتری جهت انجام محاسبات طراحی شد. نتایج نشان دادند که نمی‌توان از خاکهای دارای بافت ضعیف برای این نوع زراعت استفاده نمود چرا که خصوصیات هیدرودینامیکی آنها اجازه نمی‌دهد رواناب در بارانهای اندک جریان پیدا کند(حد آستانه آنها بالا باشد). خاکهای دارای بافت متوسط به حداقل 50% مقدار آب اولیه خاک و به نسبت 2:1 از CCAR نیاز دارند. خاکهای سنگین به حداقل 20% مقدار اولیه آب خاک و CCAR بزرگتر از 5:1 نیاز دارند. طبق یک قاعده کلی، با خشک‌تر شدن شرایط سیستم، افزایش کارایی استفاده از آب بالا می‌رود. به همین ترتیب، برای CCAR از صفر تا 5، حدود 95% برای هر سه نوع بافت خاک می‌باشد. کاهش در خاکهای سبک بالاتر از این نقطه، هم‌راستا با افزایش مقدار CCAR بیشتر از خاکهای سنگین تاثیرگذار می‌باشد. شکل منحنی‌های کارایی نشان می‌دهد که تاثیر شرایط آب‌وهوایی در درجه تغییریابی CCAR بازتاب پیدا می‌کند. فقدان بارندگی در قبل و بعد از دوران رشد منجر به کمی محصول می‌گردد. ریسک (احتمال هدررفت) به دو فاکتور درجه بحران خود کشاورز و وضعیت اقتصادی او بستگی خواهد داشت. بنابراین ریسک می‌تواند به دو شکل تقسیم گردد: ریسک‌پذیر (کشاورزانی که سرمایه‌گذاری نسبتا بالایی را در نظر دارند اما با شکستی احتمالی روبرو می‌شوند)، و ریسک‌گریز (کشاورزانی که با سطح سرمایه‌گذاری نسبتا پایین با شکستی احتمالی روبرو می‌شوند). منحنی‌های حداقلِ ریسک حداکثر ( minimax ) بعنوان راهنمایی برای داوری در مورد عملیات ساخت مورد استفاده قرار می‌گیرند. برای رسم منحنی‌های حداقل ریسک حداکثر، از CCAR 2:1 و مقدار آب اولیه خاک 100% برای خاکهای دارای بافت متوسط استفاده می‌شود. بدین شیوه، برای ریسک 0.2، استفاده خالص 510.00 دلار است. حداقل ریسک حداکثر برای خاکهای دارای بافت سنگین، سود خالص با CCAR 10:1 و مقدار آب اولیه خاک 100% و ریسک 0.55، سود خالص 580.00 دلار می‌باشد.

آنالیز دقیق نشان می‌دهد که این مدل در موارد زیر حساس است: 1) مقدار اولیه آب خاک، 2) عمق خاک و 3) بافت خاک در دوره کاهش محصول ( محصول واقعی/محصول پتانسیل)

 ترجمه: داود رسولی کیا 29/04/2006

 

 

Climatic elements of Arbil area (1992 – 2002

   

* تعیین تبخیر و تعرف پتانسیل با استفاده از متد تورنثوت صورت گرفته است.

** این داده ها از پایان نامه استاد محترمم آقای دکتر مریوان با عنوان زیر استخراج شده است:

“Hydrogeology and Hydrochemistry of Kapran Basin” Arbil

A thesis submitted to college of science university of Baghdad in partial fulfillment of the requirements for the degree of Doctor of Philosophy in Geology

By Mariwan Akram Hama Saeed

M.Sc. 1998

Sep. 2003